حشمت اله صیدی شهردار سنندج و اعضای مطیع شورای این شهر با سفیر اتریش عکس یادگاری گرفتند.
1398/9/21    
بازدید: 355
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیجی!
حشمت الله صیدی شهردار سنندج و اعضای مطیع شورای شهر با سفیر اتریش عکس یادگاری گرفتند.
اعضای مطیع شورای شهر سنندج به همراه حشمت الله صیدی شهردار ‌این شهر و‌ هیات همراه در حالی پیگیر گرفتن عکس یادگاری با سُفرا هستند که “ شهرشان آشفته ترین روز های خود را تجربه می کند”.
به واقع انتخاب سنندج به عنوان “شهر خلاق موسیقی” که نتیجه فرهنگ و تاریخ موسیقایی غنی این دیار است و البته در پی تلاش های اخیر چندین نفر از صاحبنظران حوزه موسیقی این شهر محقق گشت، توسط شهرداری این شهر که کمترین نقش را در خصوص این مهم نداشت، مصادره گردید و این موضوع در چند ماه اخیر دست آویزی شده برای فرار از مسوولیت، سرپوش بر روی ضعف های مدیریت شهری و استفاده های شخصی در مرکز استان کردستان.
دیدن چهره خندان و راضی “اعضای مطیع” شورای شهر سنندج در کنار شهردار و سفیر اتریش، در ذهن هر بیننده ای متبادر کننده اوضاع مناسب حوزه کاری ایشان در مرکز استان کردستان است. با دیدن این تصویر باور اینکه همین عالیجنابانِ خوشحال، مسوول مستقیم ترافیک به بحران رسیده، فضا های عمومی تصرف شده توسط فروشنده های وانتی و ضعف شدید ایمنی فضا های عمومی شهری هستند که در یک تصادف شهری آن یازده نفر در آتش می سوزند، سخت می شود.
شاید اگر جناب سفیر اتریش می دانست که سالهاست پیاده رو های سنندج در پیش چشمان این هیات بلند پایه و البته خوش تیپ، در تاناکورای سنندج خرید و فروش می شود و این بزرگواران سکوت اختیار کرده اند، در موضوعات جلسه تجدید نظر می کردند.
و یا اگر خبر داشتند که در شهر تحت مدیریت این چهره های شناخته شده فرهنگی! صد متر معبر  و یا حتی یک فضای عمومی مناسب برای تردد افراد کم توان وجود ندارد، قطعاً بخشی از جلسه را به توجیه اولویت حقوق شهروندی افراد کم توان، برای بزرگواران اختصاص می داد.
و‌ به احتمال زیاد اگر از نابودی چندین هزار هکتار پارک جنگلی به دلیل بی توجهی و ضعف مدیریت همین آقایان در محدوده شهری سنندج و سرانه ناچیز فضای سبز این شهر مطلع بودند حتما در تبیین نقش فضای سبز در زندگی شهری نیز سخن می گفتند.
و یا شاید اگر از “حراج شهر به عنوان منبع حقوق پرسنل خدوم این شهرداری” به دلیل ناتوانی و بی برنامگی آقایان در تحصیل درآمد پایدار آگاه بودند، پیشنهاد می دادند به جای “این مانور های تبلیغاتی و عکس های یادگاری خارج از قواره”، هزینه و انرژی شهرداری آسیب دیده سنندج را صرف برنامه ریزی برای حل چنین معضل اساسی گردد.
اگر چه ارزش و تاثیر شناساندن شهر فرهنگی سنندج در سطوح جهانی قابل انکار نیست و معرفی جهانی چنین فرهنگی، حق ادا نشده این شهر است اما چنین جلساتی بدون حضور صاحبنظران، محققین و متخصصین در عرصه های فرهنگی و هنری، بیشتر در راستای ادامه تبلیغات سریالی “شهردار تبلیغاتی” و اعضای مطیع شورا برای سرپوش گذاشتن بر ضعف عملکردشان به نظر می رسد و البته اعتماد به کارکرد چنین فعالیت هایی با حضور این آقایان، برای مردمی که روزانه با مشکلات ناشی از ضعف مدیریت همین حضرات گریبانگیر هستند، آسان نیست.